على بن حسين واعظ كاشفى
414
رشحات عين الحيات ( فارسي )
معذور است ، بتقريب ترك تحصيل موالى اين حكايت را بكرات فرمودند « 1 » . حضرت ايشان « 2 » در مبادى حال كه از تاشكند سفر كردهاند ، در سمرقند و بخارا و غير آن بسيارى از كبار اصحاب « 3 » حضرت خواجه بهاء الدين و اصحاب ايشان و كثيرى را از اجله طبقه خواجگان قدس اللّه تعالى ارواحهم ديده بودهاند و صحبتها داشته ، چنانچه پيش از اين بتفاريق در ذكر سلسله خواجگان قدس اللّه « 4 » تعالى ارواحهم ايراد يافته است و هم « 5 » در سمرقند پيش از آنكه بخراسان آيند بصحبت و ملازمت حضرت سيد قاسم تبريزى قدس اللّه تعالى « 6 » سره مشرف شدهاند و چون بخراسان تشريف آوردهاند ، بار « 7 » ديگر به خدمت « 8 » حضرت سيد قدس سره و به بعضى ديگر از كبار مشايخ هرات ملاقات مىفرمودهاند و بر صحبت ايشان مداومت مىنمودند « 9 » چنانچه بعد از اين مذكور خواهد شد . حضرت ايشان در سن بيست و دو سالگى تقريبا از تاشكند به سمرقند آمده بودهاند و چندگاه آنجا اقامت فرموده و در آن اوقات باتفاق حضرت مولانا سعد الدين كاشغرى قدس « 10 » سره ملازمت مولانا نظام الدين عليهالرحمه مىكردهاند و بصحبت ايشان بسيار مىرسيده « 11 » . عزيزى از كبار اصحاب حضرت « 12 » ايشان مىفرموده « 13 » كه از بزرگى شنيدم كه گفت روزى در سمرقند به صحبت « 14 » مولانا نظام الدين رسيدم پيش ايشان نشستم ، ناگاه ديدم كه جوانى درآمد بهغايت نورانى و باهيبت و مهابت عظيم و زمانى نشست ،
--> ( 1 ) - مج : چپ : مىفرمودند ( 2 ) - مى ، مج : كه در مبادى حال از ( 3 ) - بر : اصحاب خواجه ( 4 ) - چپ : قدس اللّه ارواحهم ( 5 ) - بر : ( وهم ) ندارد ( 6 ) - مج ، چپ : قدس سره ( 7 ) - مى : بارى ديگر ( 8 ) - چپ : به خدمت سيد قدس سره ، مى : به خدمت حضرت سيد قاسم قدس اللّه سره ( 9 ) - مى : مىنموده ، مى ، چپ : مىنمودهاند ( 10 ) - مى : قدس اللّه سره ( 11 ) - بر : ايشان مىرسيده ( 12 ) - بر : اصحاب ايشان ( 13 ) - مج : مىفرمودند چپ : مىفرمودهاند ( 14 ) - بر : بصحبت حضرت مولانا .